شاهزادگان کوچک درباره گروهی از دانشآموزان جسور، بیپروا و گاه بیپروا در اوج سلسله اجتماعی مدرسه است که اغلب به نیازهای خود بیشتر از جامعه توجه میکنند تا زمانی که یکی از قربانیان جانبیِ بیپرواشان تصمیم میگیرد به عنوان نگهبان اقدام کند. هدف اصلیِ سقوط آنها رهبران گروه، دو دوست محبوب و برخوردار از امتیاز یعنی ژولِپ و دادبوی هستند. اولی کاپیتان محبوب تیم هاکی و دومی ستاره تیم اسکیت است. دور و بر آنها دوستانی میگردند که با آنها نیز بار سنگین این نگهبانی را به دوش میکشند.